چهار شنبه 24 فروردين 1390برچسب:, :: 6:24 AM :: نويسنده : شادی
غرش سهمگین آسمان...
در دلم غوغا بپا خیزد... آسمان به ابرش می نازد... آسمان به بارانش می نازد... آسمان به شب و ستاره هایش می نازد... من به چه بنازم ؟به تو ؟ به تویی که ابرهای غرورم را به باران تبدیل کردی؟ آسمان هم چنان می غرد... او میخواهد بگوید من هستم ... او میخواهد بزرگی خود را نشان دهد... من اینسان آرام نشسته ام... با فریادهای خاموشی که هیچگاه در دلت نفوذ نکرد... هیچگاه نتوانستم خودی نشان دهم... حرفای خودت را زدی و رفتی به من حتی فرصتی...ندادی... نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |